6- اسم از نظر معرب ومبنی

الف: اسم معرب:
اسمي است كه در آخر خود حركات مختلف را در جمله مي پذيرد .اسامي داراي تنوين، اسامي مشتق و مصادر از نمونه ي اسامي معرب هستند . بنابراين در اين مبحث حركت حرف آخر اسم و شكل پذيرش آن به شرح زير مورد بررسي قرار مي گيرد .

1- مرفوع:
اسم معربي كه به ضمه مانند: جاءَ المعَلّـمُ و به تنوين رفع مانند: جاءَ مُعلّــمٌ به حرف (ا) در مثني مانند: جاءَ مُعلمـــا ن و به حرف (و) در جمع مذكرسالم
مانند: جاءَ مُعلّمـــو نَ و اسامي خمسه مانند: جاءَ أبــــو كَ ختم شده باشد.
2- منصوب:
اسم معربي كه به فتحه مانند: رَأيتُ ألمُعلــمَ و به تنوين نصب مانند: رَأيتُ مُعلمــاً به حرف (ي) در مثني و جمع مذكر سالم مانند: رَأيتُ مُعلمَيْــــنِ - مُعَلمِيــــنَ
و به كسره در جمع مونث سالم مانند: رَأيتُ مُعَلماتٍ و حرف (ا) در اسامي خمسه مانند:
رَأيتُ أبــا ك ختم شده باشد .
3- مجرور:
اسم معربي كه به كسره مانند: ذَهَبْتُ الي المُعلــم و تنوين جر مانند:
ذَهَبْتُ الي معلــــمٍ
حرف (ي) در مثني مانند: ذَهَبْتُ الي المعلمَيْــنِ وجمع مذكر سالم مانند:
ذَهَبْتُ الي المعلمِيـنَ
َواسامي خمسه مانند: ذَهَبْتُ الي أبيـــكَ
و حركت فتحه در اسامي غير منصرف مانند: ذَهَبْتُ الي طهرا نَ ختم شده باشد .

نكتـــه :
اسامي خمسه عبارتنداز:
أبْ ، أخْ ، فَمْ ، ذُو ، حَمْ (خويشاوند همسر) . اين اسامي به شرطي كه مفرد ومضاف باشند ومضاف اليه آنها (ياء متكلم نباشد) از اعراب فرعي استفاده مي كنند.
مانند: إغْسِلْ فـاكَ . هذا فــو كَ .
اگر مضاف اليه اسامي خمسه، (ياء) متكلم باشد ،در آن صورت اعراب آنها (تقديري) خواهد بود. مانند: جَاءَ أخـــي . رَأَيتُ أخـــي . سَلَّمتُ عَلَي أخــي .

ب: اسم مبني :
اسمي كه در همه ي حالات فقط يك حركت در آخر خود دارد و آن هم غير قابل تغيير است . مانند:أنتَ
انواع اسم مبني:
1- ضماير 2 - اسامي اشاره به جز در مثني 3- اسامي موصول به جز در مثني.
4- اسم شرط:
اسمي است كه هميشه در اول جمله مي آيد. بوسيله ي آن جمله ي شرطي ساخته
مي شود كه در اين جمله علاوه بر اسم شرط، دو فعل يا دوجمله ي ديگر بعد از اسم
مي آيد كه به اولي فعل شرط و به دومي جواب يا جزاي شرط مي گويند . مانند:
مَنْ يَدْرُسْ يَنْجَح.ْ هركس درس بخواند موفق مي شود.
اسم شرط فعل شرط جواب شرط
چنانچه فعل و جواب شرط مضارع باشند، بوسيله اسامي شرط مجزوم مي شوند.ولي
اگرهر كدام از دوفعل فوق ماضي باشند، تغييري در شكل آنها ايجاد نمي شود، وفقط در
معني به مضارع ترجمه مي شوند.مانند: مَن درسَ نَجَحَ .
اسامي شرط عبارتنداز:
مَنْ(هركس)-مَا(هرچه)-كيفَما(هرطور)-متَي(هروقت)-أينَما(هركجا)-اذا ، اذْ(هرگاه)
5- اسامي استفهام :
اسامي هستند كه در اول جمله آمده وآن را پرسشي مي كنند. و در جمله ي اسميه وفعليه
مي آيند.مانند: مَنْ هُوَ؟ مَنْ ضَربَ؟
اسامي استفهام عبارتند از:
مَنْ(چه كسي؟) مَا(چه چيزي؟) أينَ(كجا؟) مَتي(چه وقت؟) كيفَ(چه طور؟)
كَم(چقدر؟) أ يَّانَ(كي،چه وقت؟)مانند:يَسئَلُ أيان يوم القيامة ؟أيّ"كدام" مانند: بأيّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ؟
طريقه سئوالي كردن افعال:
تمام افعال غير از امر ونهي را مي توان با كلمات استفهامي ، ٍبه صورت پرسشي در آورد .
طريقه پاسخ گويي به جملات سئوالي:
1- اگر فعل ماضي يا مضارع جزء صيغه هاي غايب(1 تا 6) باشد، براي پاسخگويي از همان
فعل وهمان صيغه استفاده مي كنيم. مانند: هَلْ يَاكُلونَ الطّعامَ ؟ نَعَم يَاكُلونَ الطّعامَ.
2- اگر فعل ماضي يا مضارع در جمله سئوالي جزء صيغه هاي مفرد مخاطب(7 و 10)
باشد، جواب با فعل متكلم وحده(13) خواهد بود. مانند: أ تَخرُجينَ ؟ نَعَم أخْرُجُ .
3- اگر فعل ماضي يا مضارع در جمله سئوالي جزء صيغه هاي مثني و جمع مخاطب
( 8 و 9 و 11 و 12) باشد،جواب با فعل متكلم مع الغير (14) خواهد بود.
مانند: هَلْ لَعِبتُمْ؟ نَعَم لَعِبنا .

6- ظروف:
اسامي كه مكان يا زمان وقوع فعل را توضيح مي دهند. و بر دو گونه اند:
الف: ظرف زمان:
اذا، اذ(هنگاميكه) أمس(ديروز) لدي، لدُنْ(هنگام) مَتي(وقتيكه) الآن(اكنون)
ب: ظرف مكان:
عندَ(نزد) أينَ(جاييكه) هُنا(اينجا) هُناكَ(آنجا) حَيثُ(جاييكه)
انواع اسامي معرب :
الف: اسم منصرف:
اسمي كه در 3 حالت رفع،نصب و جر به ترتيب ضمه،فتحه،كسره و يا تنوين بپذيرد.
مانند: جاءَ المعلّمُ - معلّمٌ رأيتُ المعلمَ - معلماً ذهبتُ الي المعلمِ- معلمٍ
ب: اسم غير منصرف:
اسم معربي كه در حالت جري با فتحه مجرور مي شود وتنوين هم قبول نمي كند.
مانند: ذَهَبتْ فاطمةُ رأيتُ فاطمةَ ذهبتُ الي فاطمــة
َ
انواع اسا مي غير منصرف :
1- اسم علم مونث: مانند: فاطمةَ (مونث حقيقي) زينب (معنوي)
طلحة (لفظي) طهرانَ (مجازي)
2- اسم علم غير عربي: مانند: جرج آرش بهزاد يوسف بهرام
نكته:
اسامي پيامبران به جز( محمد(ص) هود لوط نوح شعيب شيث صالح ) غير منصرف
هستند .
3- اسم علمي كه به (ان) ختم شود . مانند: سليمان رحمان لقمان
4- اسم علمي كه وزن فعلي داشته باشد . مانند:
يَزيد (شبيه فعل مضارع يَزيدُ مي باشد)- أحمد (أفعل)
5- اسامي شهرها و كشورها مانند: مشهد ؛ عراق ؛ ايران
6- اسم ممدودي كه حمزه ي آن اصلي نباشد.
مانند:صحراء ؛ علماء؛كربلاء ؛عاشوراء؛ زهراء
7- صفت بر وزن أفعلْ . مانند: أفضَل ؛ أكبر
8- صفت مشبهه بر وزن ( فَعْلان ) مانند: عَطشان ؛ غَضبان
9- جمعهاي مكسرمنتهي الجموع بر وزن أفاعل: أكابر فَواعل: قَبائل
مَفاعل : مساجد مَفاعيل : مفاتيح فواعيل:قوانين أفاعيل : أحاديث
10- اسمي كه به الف مقصوره (ي- ا) ختم شود. مانند: كبري دنيا عظمي

نكته:
اسم غير منصرف اگر مضاف واقع شود و يا (الـ ) بگيرد، منصرف مي شود.
مانند: ذَهبتُ الي مَساجدَ ذهبتُ الي المساجدِ يا ذَهبتُ الي مساجدِ الله
نكته:
كلمه ( آخَر ) در اصل ( أَأخر ) بروزن أفعل مي باشد كه غير منصرف است .

